ازتوآسمونااومدم روکره یه زمین که توروببینموبگم دوست دارم همین توهم یه قول بهم بده دلتوبه کسی ندی فکرنمی کنم که توباشی اخربدی درگوشم من میگه اسمش نبوسه نمیرم ازروکریه زمین تامنونبوسه توتوزمین هستی ازهزارتایکی واسه همینه که بایدمال یه شاهزاده شی به جادوگرمریخ گفتم اونوطلسم کن اره انگاردنیامال منه وقتی ببوس منو حرف میزنه توملکه یه زمینیو من شاهزادیه مریخم قاب عکستو بشکنو عکسشوپرت کن پاگذاشت همیشه روغرورت اون روزپنج شنبه یادته؟ باپسری دیدمت گفتی پسرخالمه باشه تاالان چیزی نگفته بودم بهت تاکه فهمیدم عشقش هنوزتوقلبته راستی یادته اون حلقه ای که واسم خریدی گفتی هیچ وقت اونوازدستت درنیار اماتوچی؟ چراوابستت شدم؟ دلوگذاشتم پایه چی؟ منی که نداشتم حتی برات وجودخارجی شایدنبودن من صلاح توبوده خودت می گفتی چشم همه پسراه به توبوده روزهاروبا خیال اومدنت سرمی کنم
که شاید بیای ومثل اون روزهایه دلواپسی کنارم باشی روزها رو باخیالت سرمی کنم فکرمی کردم که می مونی تاآخر قصه کنارم هنوزه که هنوزه نمی خوام که بدونی! که دلت واسم بسوزه حرفی من ندارم ای خدابهم نظرکن حرفایه مونده توقلبم رویه احساسش غلب کن درکوچیه تاریکوسرد بویت راحس می کنم مدام توراکنارم میبینم چی میشداگه عوض شه لحظه ای جایه منوتو زندگی رودوس دارم باتو توکه نیستی دیگه زندگیم معنای نداره معناشوتوباخیانت کردنت ازبین بری سرکردم باتوروزگارموخیالی به خدادوست دارم هرچه تقدیم به اون کسی که بهش گفتم دوست دارم رفت با دوستاش تعریف کرد:خندیدن کنارم نیستی ودرگیرم درگیرخاطرات گذشته ای کاش که نبودی ای کاش اون لحظه ای که دیدمت عاشقت نمیشدم حس کردم که میمونی ولی نموندی توکه اشکامودیدی پس چراتنهام گذاشتی؟ چرارفتی وپشت سرتونگاه نکردی رفتی بایکی که دوست نداره ته این خاطرهامنوباخاطراتت تنهاگذاشتی کاش لحظه آخری که دیدمت بهم نمی گفتی که دوسم داری من میرم شایدصلاح ت بودکه میری مشکلم توزندگیم اینه که به غیرازتوهیچ کسی توزندگیم ندارم ای کاش خداجونیموازم می گرفت:فقط وفقط واسه یک لحظه کنارم میومدی ومثل قدیمابهم می گفتی دوسم داری وگرمایه دستاتودستام حس می کرد من بازیچه بودم وتوخندیدی کاش کنارم بودی ومن بازیچه دستهات میشدم ولی تنهام نمیزاشتی چون می دونستم بابازیچه شدنم تنها دلیل زندگیمو خندون میبینم خدایاعشقم که منوتنهاگذاشت لاعقل توتنهام نزار جاده عشق تا اطلاع ثانوی لیز و لغزنده میباشد.از عاشقان عزیز خواهشمند است . خود رابا زنجیر
عشق. محبت صداقت . دوستی . مجهز کنید

![]()
ادامه مطلب
| Design By : iranbasic.ir |


سرکلاس دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنکه يکي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشکند !!
عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم
اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد
تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم
قسمت ٬ گفتم نه خواستن ٬ می گن قسمت نباشه خواستن بی ارزشه٬گفتم خب نمی خوام تا قسمت بی ارزش بشه اما...قسمت لعنتی!من خواستم که نخواهم اما نشد و خواستم ٬ ولی قسمت نخواست ومن ازقسمت شکست خوردم وقسمت با ارزش شد و من
ختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم
اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛ اگه فکرمیکنی که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛ اگه فکرمیکنی که بانبودنت لحظه هام خالی میشن؛ اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ میشه؛ اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛ درست فکرمیکنی تو که میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون